در عین اینکه در تعابیر پیامبر صلی الله علیه و آله و شخص امیرالمومنان تاکیداتی بر معرفت به خداوند و موقتی بودن این دنیا دیده می‌شود در همان حال در مورد اینکه مردم در دنیا و زیر سایه حکومت اسلامی حداقل رفاه ممکن را داشته باشند تاکیدات زیادی شده و البته این تاکیدات همیشه به گونه‌ای است که اصالت «آخرت» از بین نرود.

در این راستا شخص نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و امیرالمومنان علیه‌السلام در زمان حکومت داری‌شان، اموالی که برای حکومت اسلامی کسب می‌شد را به صورت بسیار عادلانه،‌ دقیق و با مساوات میان مسلمین تقسیم می‌کردند.

در زمان حکومت کوتاه مدت امیرالمومنان علیه‌السلام با اینکه عدل حضرت زبانزد عام وخاص بود ولی عده‌ای خواص رانت خوار که در زمان خلفای پیشین به اصطلاح امروزی حقوق‌های نجومی دریافت می‌کردند آمدند و به علی علیه‌السلام اعتراض کردند و این رویه غلط از گذشته را حق خود می دانستند.

چون عدل و مساوات در تقسیم ثروت در زمان به امیرالمومنان علیه‌السلام به صورت مساوی بود کسی نمی‌توانست در راستای ناعدالتی اعتراضی کند.

امیرالمومنان علیه‌السلام در ابتدای زمام داری حکومت 5 اصل را مطرح می‌کنند که دو مورد از آن مربوط به مسائل اقتصادی و به سامان رساندن وضع آشفته‌ای که خلیفه پیشین ایجاد کرده بود، است. در سیاست‌های خلفای قبل عده‌ای سرمایه داری و مفت خور و گردن کلفتی را پیشه کار خود کرده بودند که شخص امیرالمومنان علیه‌السلام با این رویه به مخالفتی کاملا آشکار پرداختند و جلوی ادامه منافع ناعادلانه آنها را گرفتند و موکدانه می‌گفتند که من این روش اقتصادی غلط را در هم خواهم ریخت و عادلانه بیت المال را توزیع خواهم کرد.

با نگاه و دقت در سیره عملی امام علی علیه‌السلام در برخورد و استفاده از بیت المال به این مطلب رهنمود می‌شویم که ایشان در مصرف و استفاده از آن بسیار محتاط و دقیق عمل می‌نمودند. مال دنیا در نگاه امام علی علیه‌السلام وسیله و امانتی الهی برای تحصیل رضایت الهی و همچنین رسیدگی به امور مسلمین است.

1-توجه به آبادانی و سازندگی

بر خلاف منطق کشور گشایی و تصرف سایر سرزمینها که در عهد خلفای سه گانه شیوع یافته بود، در زمان حکومت امیرالمومنین علیه‌السلام توجه به رفا، آسایش و اصلاح ساختار اقتصادی حکومت در بلاد اسلامی و رسیدگی به امور مسلمین و رفع نیازهای مادی و معنوی ایشان در دستور کار قرارگرفت. با نگاهی اجمالی به تاریخ زندگانی این امام همام شاهد هستیم در ابتدای کار ایشان در صدد پاک سازی نیرو ها فاسدی همچون معاویه در بدنه قدرت و حکومت بر‌آمدند، تا اینکه تصرفات عدوانی و چپاولگری‌های بسیار این افراد نالایق از بین رود. سپس آن حضرت با قرار دادن افراد صالح و کاردان در رأس امور به اصلاح امور، آبادانی بلاد اسلامی اقدام نمودند. برای نمونه حضرت در نامه ارزشمندی به مالک اشتر می‌نویسند:‌

«به نام خداوند بخشنده مهربان، اين فرمان بنده خدا على امير مومنان، به مالك اشتر پسر حارث است، در عهدى كه با او دارد، هنگامى كه او را به فرماندارى مصر برمى‌گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد، و با دشمنانش نبرد كند، كار مردم را اصلاح، و شهرهاى مصر را آباد سازد» [1]

امام در جایی دیگر حتی در مورد خاص که در خصوص اهل کتاب است دستور سازندگی ‌می‌دهند. حضرت در نامه‌ای که به قرظه بن کعب انصاری می‌فرماید:

«همانا مردانی از ذمیان در حوزه مسئولیت تو، نهری را در زمین خود نام برده‌اند که بی‌اثر شده و مدفون شده است و مسلمانان باید برای ایشان، عهده دار سازندگی باشند، پس تو و آن‌ها بررسی نماید و سپس آن را ساخته و اصلاح نمائید؛ پس قسم به جان خودم اگر آن را احیاء نماید، نزد ما بهتر است از اینکه خراج و مالیان بگیرید».[2]

2-نظارت و کنترل برقیمت‌ها

امام ‌علی علیه‌السلام در سیاست اقتصادی خود در مدت کوتاه حکومت از بهترین شاخص‌های جلوگیری از فساد مالی بهره می‌جستند، از جمله در خصوص قیمتها نه تنها به استانداران خود در مورد کنترل قیمت‌ها توصیه به نظارت برکار معاملات را می‌نمود، خود به طور شخصی، بازار به بازار در کوفه می‌‌رفت آنها را با توصیه‌های اخلاقی و دستورات حکومتی، به رعایت سهولت و دوری از ظلم و ربا و رعایت انصاف و تقوای الهی توصیه می‌فرمود.[3]

3-حساب رسی مالی مسئولان

از جمله اصول حاکم بر سیاست اقتصادی امام علی علیه‌السلام حساب رسی و کنترل و بررسی عملکرد کارگزاران دولتی است. در حکومت علوی کسی دارای مصونیت سیاسی و قضایی نیست ازینرو در دولت علوی همه افراد ملزم به رعایت تقوا و عدالت کاری در انجام مسئولیتها‌ محوله هستند. کسی به ناحق نمی‌تواند در بیت المال مسلمین به نفع خود کیسه بدوزد، چرا که در حکومت علوی مدیرت به گونه‌ای است که همه کاگزاران از چشم تیز بین عدالت خارج نیستند.

نقل شده است امام در یکی از نامه‌هایش به بعضی از فرمانداران و استانداران خود چنین می‌نویسد: « …علیه تو به من گزارش رسیده است. اگر چنین باشد، پروردگارت را به خشم آورده‌ای. امامت را عصیان نموده و امانتی که عهده دار آن بودی تباه ساخته‌ای. گفته‌اند که زمین (باغ مردم) را برهنه نموده‌ای که در حوزه مسئولیت تو بوده اگر چنین است صورت حساب خودت را نزد من بفرست و بدان که حساب رسی الهی از حساب رسی مردم بزرگتر است».[5]

4-دقت در مصرف بیت المال

امام نه تنها هیچ امتیاز خاصی برای خود و اقوام و خویشان و فرزندانش از بیت المال قائل نبود و هیچ تفاوتی بین مسلمانان نمی‌گذاشت، بلکه در مصرف بیت المال، دقت بسیاری می‌نمود. امام علیه‌السلام در نامه‌ای که برای نمایندگان و استانداران خود نوشت: قلم‌های تان را ریز و نازک کنید و خطوط نوشته‌هایتان را نزدیک هم بنویسید. سخنان زیادی را در نامه‌هایتان حذف کنید و میانه روی پیشه کنید و بپرهیزید از زیاده روی، که اموال مسلمانان دچار ضرر نشود.[6]

5- باز پس‌گیری اموال از غاصبان

امام در همان ابتدای خلافت ظاهری با صراحت تمام بیان نمودند، اموال بیت المال که در دوره خلیفه سوم به ناحق به افراد داده شده است، باید به بیت المال برگردد. امام خود می‌دانست که پذیرفتن مسئولیت پس از آن فراز و نشیب‌ها نیازمند به دگرگونی همه جانبه و بازنگری اساسی است. به همین دلیل در همان آغاز سخن پایانی را فرمودند:‌

«وَ اللَّهِ‏ لَوْ وَجَدْتُهُ‏ قَدْ تُزُوِّجَ‏ بِهِ‏ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَق. [7] به خدا سوگند، بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلى آن باز مى‏گردانم، گر چه با آن ازدواج كرده، يا كنيزانى خريده باشند، زيرا در عدالت گشايش براى عموم است و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمّل ستم براى او سخت‏تر است».

سخن‌آخر

با نگاه و دقت در سیره عملی امام علی علیه‌السلام در برخورد و استفاده از بیت المال به این مطلب رهنمود می‌شویم که ایشان در مصرف و استفاده از آن بسیار محتاط و دقیق عمل می‌نمودند. مال دنیا در نگاه امام علی علیه‌السلام وسیله و امانتی الهی برای تحصیل رضایت الهی و همچنین رسیدگی به امور مسلمین است؛ این درحالی است که زر اندوزان به مال دنیا به چشم طمع و حرص نگاه می‌کنند و از آن برای ارضای خواسته‌ها و امیال نفسانی بهره می‌جویند.

[1]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص426.

[2]. تاریخ یعقوبی، ج2، ص203.

[3]. الكافي،‌ ج‏5،‌ ص151، ح3. «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْكُوفَةِ عِنْدَكُمْ يَغْتَدِي كُلَّ يَوْمٍ بُكْرَةً مِنَ الْقَصْرِ فَيَطُوفُ فِي أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ سُوقاً سُوقاً وَ مَعَهُ الدِّرَّةُ عَلَى عَاتِقِهِ وَ كَانَ لَهَا طَرَفَانِ وَ كَانَتْ تُسَمَّى السَّبِيبَةَ فَيَقِفُ عَلَى أَهْلِ كُلِّ سُوقٍ فَيُنَادِي يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏…».

[5]. نهج البلاغه، نامه،‌ 40.

[6]. خصال، صدوق، ص310.

[7]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص57.

منبع اصلی: سیره اجتماعی سیاسی امام علی(حمید فغفور مغربی).